خواندن این غزلیات به افرادی که به اشعار عاشقانه و شعرهای معاصر در قالب غزل علاقهمند هستند. بخشی از کتاب غزلیات دلکده آه که در محفل ما بوی خوش دوست کم است.... آه که از رفتن تو، قلعه ی قلب من بم است آه ز ویران شدن از زلزله ی شکستنم........ شاخه ی سرو قامتم بر سر راه تو خم است آه ز پرپر شدن از خنده ی مستی قرار........ آه که روز شادی هم صاحب قلب ما غم است آه که چشمان من از حاصل قهر توتر است.... بر سر گونه ام همی، هق هق اشک ماتم است آه که آهی مثل تو، تیشه به ریشه ام نزد...... آهی که از تو من شکست، هوای قلب آدم است حسرت آن است که بویت به مشامم برسد..... بی تو در غمکده ام وای به حالم برسد عصر دل تنگی هر روز من از رفتن تو..... مرگ تدریجی ام ای کاش به دادم برسد جای بن بست خیال گذرم در گذرت...... جاده امن دلت گاه به راهم برسد تا در آغوش شبت ناله کنم تا سحری..... سوز این صبح، آه به ماهم برسد بی تو بد بودم و درگیر غمت تا به ابد...... با توای کاش ثوابی به گناهم برسد حمد و تسبیح تو گر زمزمه جانم بود..... سجده بوسه ات اما به نمازم برسد