دربارهی خلاصه کتاب جنایت و مکافات آیا میتوان از زندان ذهن خلاصی یافت و به ماورای قوانین نانوشتهی وجدان رفت؟ راسکولنیکوف قهرمان کتاب جنایت و مکافات (Crime and Punishment) اثر جاودانهی فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoyevsky) بر این باور بود که پیروز نهایی نبرد بیپایان میان خیر و شر، خود اوست! فئودور داستایوفسکی در نگارش شاهکار ادبی خود، از تجربهی روزهایی وام گرفته که در زندان سپری میکرد و به خاطر قرض و بدهی، شرایط سختی را میگذراند. او با ترکیب عناصر مذهبی، اجتماعی و فلسفی، به پردازش شخصیت قهرمان اصلی داستان و درونمایهی روانشناختی جنایت و مکافات پرداخته است. شاید بتوان خط اصلی داستان جنایت و مکافات را در چند جمله بیان کرد، اما شخصیت پیچیدهی راسکولنیکوف و انگیزههای مبهمی که حتی خودش از تحلیل آنها عاجز است، خواندن کتاب را تبدیل به تجربهای کشفوشهودی برای مخاطب میکند. شخصیت اصلی داستان که خود با فقر دستوپنجه نرم میکند، مرتکب قتل شده و بر این باور است زنی حریص و پولپرست را کشته که ذرهای انسانیت در وجودش نیست، اما ندای وجدان دست از سرش بر نمیدارد و کار راسکولنیکوف جوان را به بیماری و جنون میکشاند. نحوهی رستگاری و رهایی قهرمان داستان، با روایت کشمکشهای درونی او و موشکافی رابطهی وی با دنیای پیرامونش بازگو میشود. کتاب جنایت و مکافات شهرتی بیپایان برای فئودور داستایوفسکی به ارمغان آورد.