در کتاب آمده است: بارها در جامعه با افرادی برخورد کردهاید که برخلاف ظاهر موجه و آراسته و موقعیت اجتماعی و فرهنگی عالی، رفتارهایی تعجببرانگیز داشتهاند. کسانی که آگاهانه به حقوق دیگران تجاوز میکنند و این کار را حق خود میدانند، آنهایی که بدون توجه به احساسات دیگران هر چه میخواهند میکنند، کسانی که دچار نوعی بیماری به نام بیشعوریاند. پدیدهای که در دنیای کنونی به سرعت در حال رشد و مسری است. جامعه برای خلاص شدن از شر و توطئه بیشعورها به یک خانه تکانی جدی نیاز دارد. بیشعورهای خود شیفته، تنبل، پولدوست و قدرت طلب خیال میکنند برای رسیدن به خواستههایشان باید همیشه دوز و کلک بزنند؛ چاخان، شیادی و تقلب کنند و تمام معیارها، ارزشها، اصول اخلاقی و معنوی را زیر پا بگذارند. آنها میخواهند قدرت، شجاعت، شرافت، وجدان و تفکر درست را از مردم سلب کنند؛ شعارهای تو خالی بدهند و حرف مفت بزنند. هدف بیشعورها تضعیف ارزشها و استانداردهای افراد با وجدان است.