خلاصه کتاب بادبادک باز امیر راوی داستان در خانهای مجلل در کابل افغانستان با پدرش به نام بابا زندگی میکند. آنها دو خادم هزاره (اقلیت قومی) دارند و علی و پسرش حسن از نزدیکترین همبازی امیر هستند. امیر احساس میکند برای پدرش پسری ناامید کننده بوده است. امیر و حسن بادبادکها را پرواز میدهند و داستانهایی را با هم میخوانند. روزی سه پسر به نامهای آصف، ولی و کمال، امیر را تهدید میکنند اما حسن با تیرکمان آنها را میترساند. در زمستان یک مسابقه بزرگ مبارزه با بادبادکها برگزار میشود که پسران سعی میکنند بادبادکهای یکدیگر را با رشتههای شیشهای برش دهند و سپس بادبادک بازها به دنبال بادبادکهای افتاده میروند.
7
خالد حسینی
سمیرا احمدی
978-600-9896-44-8
انتشارات آوای زرین کلک
داستانهای آمریکایی
ادبیات آمریکا (شعر و ادبیات)
رقعی
شومیز
تحریر
ایران
فارسی
272
1
200 گرم
ترجمه روان. طرح جلد زیبا . کیفیت بالای کاغذ . چاپ و صحافی . متن کامل از روی نسخه ارژینال (بدون حذفیات) . قیمت مناسب