کتاب حقیقت (Verity) با آشنایی دو شخصیت اصلی داستان یعنی لوون و جرمی آغاز میشود. جرمی همسر نویسندهای معروف به نام وریتی کرافورد است و به لوون پیشنهاد کاری عجیبی میدهد؛ از او میخواهد تا یک سری از آثار ناتمام همسرش را بنویسد چرا که وریتی به دلیل آسیب جسمانیای که دیده دیگر قادر به نویسندگی نیست. لوون در ابتدا تمایلی به قبول کردن این پیشنهاد ندارد اما مشکلات مالی او باعث میشود تا برای انجام این کار به منزل جرمی و وریتی نقل مکان کند تا از یادداشتهای وریتی استفاده کند اما در میان یادداشتها، دفترچهی خاطرات وریتی را پیدا میکند. این دفترچه، او را با شخصیت حقیقی دوریتی آشنا میکند. لوون تصمیم میگیرد این دفترچه را پنهان کند چون آشکار شدن حقیقت منجر به ویرانی جرمی میشد اما به مرور زمان احساسات لوون نسبت به جرمی افزایش پیدا میکند...