خشم، وقتی در تاریکی رها میشود، همچون عفونتی مزمن چرک میکند. سالها ناامیدی از خانواده به تعطیلات نفرتانگیزی برای باب ختم میشود. او به شوخی برای ترساندن همسر و فرزندانش نقشه میکشد. مت خشم باقیمانده از روابط ناموفقش را به سمت یک بازی ویدیویی هدایت میکند و در نهایت، عواقب وحشتناکی را به بار میآورد. در اتاق 1280 بیمارستان هراکلس، چیزی شیطانی یک مرد را زنده نگه میدارد، مردی با سوختگیهای وحشتناک در سراسر بدنش و ارادهای آهنینی برای زندگی کردن.