برای دلیله، استنلی و دوون، طردشدگی عملاً یک روش زندگی است. دلیله که از سن کم یتیم شده و اخیراً طلاق گرفته است هر شب عمیقتر به رؤیاهایش پناه میبرد و نیاز مبرمی به بیدار شدن و بازگشت به واقعیت دارد. استنلی بهتازگی اخراج شده، در شغلی بیسرانجام برای یک کارفرمای مرموز گیر کرده و قادر به برقراری ارتباط با کسی نیست. و دوون که پدرش رهایش کرده و مادرش نادیدهاش گرفته نمیتواند درک کند که چرا عشق و دوستی به این راحتی برای همه به جز او اتفاق میافتد. متأسفانه، در دنیای بیرحم «پنج شب در فردی»، شرارت همیشه در اعماق تنهایی رخنه میکند.