«لیانا» به همراه «دی صبرا» و «ادریس» کنار ساحل در «سیراف» زندگی میکنند. تا آن زمان کسی در «سیراف» مرواریدی صید نکرده است. امّا «ادریس» مروارید زیبایی را صید میکند و «لیانا» دوست دارد مروارید را داشته باشد، امّا «دی صبرا» مروارید را پنهان کرده است. میل داشتن مروارید و وجود موجوداتی به نام «فلسفوریاها» که کلّههای حبابی و نُه باله دارند و هر روز از دریا برای گرفتن نان به خانة«لیانا» میآیند، او را به دنیای جدید با اتّفاقات جدید سوق میدهد.